نورتز در مقابل ایالات متحده ، 294 ایالات متحده 317 (1935)

ساخت وبلاگ

1. یک دادخواست به دادخواست در دادگاه ادعاها ، حقایق را به خوبی ادعا می کند ، اما ادعاهای مربوط به نتیجه گیری قانون نیست. ص 294 U. S. 324.

2. یک گواهی طلا که تأیید می کند که در خزانه داری ایالات متحده واریز شده است ، تعداد دلارهای قابل پرداخت به حامل تقاضا ، و این یک مناقصه قانونی برای بدهی های عمومی و خصوصی است ، دریافت انبار یا یک قرارداد برای آن نیستمقدار مشخصی از طلا به عنوان یک کالا ، اما ارز است. ص 294 U. S. 326.

3. quaere ، این که آیا مسئله یک گواهی طلا یک قرارداد صریح ایجاد می کند که ایالات متحده ممکن است در دادگاه مطالبات تحت دادگستری شکایت شود. کاد ، 145 پوند. ص. 294 U. S. 327.

4- دادگاه ادعاها نمی تواند ادعای خسارت های اسمی را سرگرم کند. ص 294 U. S. 327.

5- کنگره صلاحیت کاملی نسبت به سیستم ارز دارد ، از جمله اختیاراتی که تمام شمش های طلا ، سکه طلا و گواهی های طلای برجسته توسط دولت به دست می آید. ص 294 U. S. 328.

6. با فرض اینکه دارنده یک گواهی طلا که قبل از کاهش ارزش دلار ، طبق قانون بانکی اضطراری و سفارشات خزانه داری لازم بود تا گواهی را به خزانه داری تحویل دهند ، با توجه به شرایط خود ، مبلغ خود را دریافت می کردگواهی موجود در سکه طلا از استاندارد وزن و ظرافت موجود در آن زمان ، نمی توان گفت که ، در صورت پذیرش پرداخت ، دلار برای دلار ، با ارز مناقصه قانونی که در طلا قابل بازپرداخت نیست ، وی ضرر واقعی را متحمل شد ، زیرا اگر ، اگر ، اگر ، اگر ، اگر ، اگر ، اگر ، اگر ، اگر ضرر واقعی را متحمل شود. سکه طلا در واقع به او پرداخت شده بود ، او نمی توانست آن را نگه داشته یا به آن بپردازد (بدون مجوز) ، اما مجبور می شد آن را به همان تعداد دلار ارز تسلیم خزانه داری کند. ص 294 U. S. 328.

7. در دادخواستی در دادگاه ادعاهای مربوط به خسارت ادعا شده ناشی از امتناع دولت ، در 17 ژانویه سال 1933 ، پرداخت گواهی طلای سکه طلا و جایگزینی سایر ارز ، دلار برای دلار ، ادعاییاین طلا از ارزش 33. 43 دلار در هر اونس لزوماً مستلزم نتیجه گیری قانون است ، زیرا ، تحت الزامات قانونی قابل اجرا ، در این مورد وجود نداشت

یک بازار آزاد برای طلا در ایالات متحده ، یا هر بازاری برای سکه طلا ادعا شده یا هرگونه حق برای شخص بدون مجوز برای دفع آن در خارج از کشور. ص 294 U. S. 329.

سوال پاسخ داد "نه"

پاسخ به سؤالات مطرح شده توسط دادگاه مطالبات ناشی از ادعای مبتنی بر گواهینامه های طلا.

دادگاه عالی ایالات متحده

نورتز در مقابل ایالات متحده

10 ژانویه 1935 استدلال کرد

در 18 فوریه 1935 تصمیم گرفت *

گواهی از دادگاه ادعاها

1. یک دادخواست به دادخواست در دادگاه ادعاها ، حقایق را به خوبی ادعا می کند ، اما ادعاهای مربوط به نتیجه گیری قانون نیست. ص 294 U. S. 324.

2. یک گواهی طلا که تأیید می کند که در خزانه داری ایالات متحده واریز شده است ، تعداد دلارهای قابل پرداخت به حامل تقاضا ، و این یک مناقصه قانونی برای بدهی های عمومی و خصوصی است ، دریافت انبار یا یک قرارداد برای آن نیستمقدار مشخصی از طلا به عنوان یک کالا ، اما ارز است. ص 294 U. S. 326.

3. quaere ، این که آیا مسئله یک گواهی طلا یک قرارداد صریح ایجاد می کند که ایالات متحده ممکن است در دادگاه مطالبات تحت دادگستری شکایت شود. کاد ، 145 پوند. ص. 294 U. S. 327.

4- دادگاه ادعاها نمی تواند ادعای خسارت های اسمی را سرگرم کند. ص 294 U. S. 327.

5- کنگره صلاحیت کاملی نسبت به سیستم ارز دارد ، از جمله اختیاراتی که تمام شمش های طلا ، سکه طلا و گواهی های طلای برجسته توسط دولت به دست می آید. ص 294 U. S. 328.

6. با فرض اینکه دارنده یک گواهی طلا که قبل از کاهش ارزش دلار ، طبق قانون بانکی اضطراری و سفارشات خزانه داری لازم بود تا گواهی را به خزانه داری تحویل دهند ، با توجه به شرایط خود ، مبلغ خود را دریافت می کردگواهی موجود در سکه طلا از استاندارد وزن و ظرافت موجود در آن زمان ، نمی توان گفت که ، در صورت پذیرش پرداخت ، دلار برای دلار ، با ارز مناقصه قانونی که در طلا قابل بازپرداخت نیست ، وی ضرر واقعی را متحمل شد ، زیرا اگر ، اگر ، اگر ، اگر ، اگر ، اگر ، اگر ، اگر ، اگر ضرر واقعی را متحمل شود. سکه طلا در واقع به او پرداخت شده بود ، او نمی توانست آن را نگه داشته یا به آن بپردازد (بدون مجوز) ، اما مجبور می شد آن را به همان تعداد دلار ارز تسلیم خزانه داری کند. ص 294 U. S. 328.

7. در دادخواستی در دادگاه ادعاهای مربوط به خسارت ادعا شده ناشی از امتناع دولت ، در 17 ژانویه سال 1933 ، پرداخت گواهی طلای سکه طلا و جایگزینی سایر ارز ، دلار برای دلار ، ادعاییاین طلا از ارزش 33. 43 دلار در هر اونس لزوماً مستلزم نتیجه گیری قانون است ، زیرا ، تحت الزامات قانونی قابل اجرا ، در این مورد وجود نداشت

یک بازار آزاد برای طلا در ایالات متحده ، یا هر بازاری برای سکه طلا ادعا شده یا هرگونه حق برای شخص بدون مجوز برای دفع آن در خارج از کشور. ص 294 U. S. 329.

سوال پاسخ داد "نه"

پاسخ به سؤالات مطرح شده توسط دادگاه مطالبات ناشی از ادعای مبتنی بر گواهینامه های طلا.

آقای. رئیس دادگستری هیوز نظر دادگاه را تحویل داد.

حقایق تأیید شده توسط دادگاه ادعاها ممکن است خلاصه شود: شاکی به عنوان صاحب گواهینامه های طلا از خزانه داری ایالات متحده از مبلغ اسمی 106. 300 دلار دادخواست داد. وی ادعا كرد كه متهم ، با استفاده از این گواهینامه های طلا و تحت اقدامات قابل اجرا در كنگره ، تأیید كرده است كه در خزانه داری ایالات متحده 106. 300 دلار در سكو طلایی كه به عنوان دارنده ، پس از تقاضا ، به عنوان دارنده پرداخت می شود ، واریز شده است. که در زمان صدور این گواهینامه ها ، و از جمله 17 ژانویه 1934 ، یک دلار طلا شامل 25. 8 دانه طلا ، نه دهم جریمه بود. این مدعی حق داشت از هر 20. 67 دلار از گواهینامه های طلای یک اونس طلا را از یک اونس طلا دریافت کند. این که ، در 17 ژانویه سال 1934 ، او به درستی گواهینامه ها را ارائه داد و با پرداخت سکه طلا به میزان فوق الذکر خواستار رستگاری آنها شد. این ، در آن تاریخ ، و مدتی قبل و متعاقباً آن ، یک اونس طلا از ارزش حداقل 33. 43 دلار بود ، و بر این اساس ، مدعی حق دریافت ، در بازخرید ، 5،104. 22 اونس طلای ارزش 170،634. 07 دلار را دریافت کرد. که تقاضا رد شد ؛این امر ، با توجه به مجازات های تحمیل شده به دستور وزیر خزانه داری ، که توسط رئیس جمهور تصویب شده است ، در 15 ژانویه سال 1934 ، تکمیل دستور 28 دسامبر 1933 ، و قوانین و مقررات مربوط به آن دستورات ،که مدعی ادعا می کرد به دلیل محرومیت از اموال بدون فرآیند قانونی ، خلاف قانون اساسی نبود ، مدعی گواهی های طلا را تحت اعتراض به متهم تحویل داد و به ارز ارز ایالات متحده به مبلغ 106. 300 دلار دریافت کرد که قابل بازخرید نبود

در طلا ، و در نتیجه ، 7 متقاضی به مبلغ 64،334. 07 دلار آسیب دیدند ، که برای آن با بهره ، داوری خواسته شد.

متهم به این دلیل مبنی بر اینکه علت اقدام علیه ایالات متحده را بیان نمی کند ، به دادخواست پرداخته است.

سوالات تأیید شده توسط دادگاه به شرح زیر است:

"1. صاحب گواهینامه های طلای ایالات متحده ، سری 1928 است ، که دارای مجوز فدرال برای به دست آوردن یا نگه داشتن سکه های طلا یا گواهی های طلا نیست ، که در 17 ژانویه 1934 ، گواهینامه های خود را به دبیرکل تسلیم کرده بودخزانه داری ایالات متحده تحت اعتراض و دریافت ارز مناقصه قانونی با مبلغ معادل صورت ، حق دریافت مبلغ بیشتر از ایالات متحده را دریافت کرده بود زیرا وزن یک دلار طلا 25. 8 دانه ، نه دهم و قیمت بازار بوددر 17 ژانویه سال 1934 ، بیش از این ارز دریافت کرده است؟ "

"2. یک گواهی طلا ، سری 1928 ، طبق حقایقی که در مورد سوال 1 بیان شده است ، یک قرارداد صریح ایالات متحده در ظرفیت شرکت یا اختصاصی خود است که صاحب و دارنده آن را قادر می سازد تا در دادگاه ادعاها دادخواست کند؟"

"3. آیا مقررات قانون بانکی اضطراری 9 مارس 1933 و دستور وزیر خزانه داری در تاریخ 28 دسامبر 1933 ، نیاز به شاکی به عنوان صاحب گواهینامه های طلا همانطور که در سوال 1 بیان شده است برای ارائه همین موضوعوزارت خزانه داری ایالات متحده در ازای ارز مبلغ معادل ، قابل بازخرید در طلا ، به معنای تصرف اموال به معنای اصلاحیه پنجم در قانون اساسی ایالات متحده است؟ "

Demurrer متهم ، که حقایق را به خوبی در این دادخواست پذیرفته بود ، ادعاهایی را که به نتیجه گیری از قانون در رابطه با ماهیت گواهی های طلا یا تأثیر حقوقی قانون رسید ، پذیرفت.

که در آن آنها صادر شده ، نگهداری می شوند ، یا بازخرید می شوند. دیلون در مقابل بارنارد ، 21 دیوار. 430 ، 88 U. S. 437 ؛ایالات متحده در مقابل آمس ، 99 U. S. 35 ، 99 U. S. 45 ؛شرکت بین ایالت زمین در مقابل شرکت Grant Land Grant ، 139 U. S. 569 ، 139 U. S. 57 7-578 ؛انجمن تضمین زندگی عادلانه در مقابل براون ، 213 U. S. 25 ، 213 U. S. 43.

گواهینامه های طلا توسط 5 پوند از قانون 3 مارس 1863 (12 آمار 709 ، 711) مجاز بود ، که به شرط آنکه دبیر خزانه داری ممکن است "سپرده های سکه طلا و شمش" را دریافت کند و گواهینامه های آن را برای "در فرقه های آن صادر کند"هر کدام کمتر از بیست دلار ، مطابق با فرقه های یادداشت های ایالات متحده است. "سکه و شمش که سپرده شده برای پرداخت گواهینامه ها در صورت تقاضا در خزانه داری حفظ می شد. علاوه بر این

"گواهینامه های نماینده سکه در خزانه داری ممکن است در پرداخت بهره به بدهی عمومی صادر شود ، که گواهینامه ها به همراه کسانی که برای سکه و شمش سپرده شده صادر شده اند ، در هر زمان بیش از بیست درصد فراتر از مقدار سکه و شمش در خزانه داری نیستند.

به R. S. مراجعه کنید§ 254 ، 31 ایالات متحده428. بشرقانون 14 مارس 1900 (31 آمار 45) آن دلار را تعیین کرد

"متشکل از بیست و پنج و هشت دهم دانه های طلای نه دهمین جریمه ، ... واحد استاندارد ارزش خواهد بود ، و کلیه اشکال پول صادر شده یا توسط ایالات متحده باید با برابری از ارزش حفظ شوداین استاندارد ، و این وظیفه دبیر خزانه داری است که چنین برابری را حفظ کند. "

بخش 6 این قانون همچنین به وزیر خزانه داری اجازه دریافت سپرده سکه طلا و صدور گواهینامه های طلا را در آن داد ، و به شرط آنکه سکه ای که به این ترتیب سپرده شده توسط خزانه داری برای پرداخت چنین گواهینامه هایی در صورت تقاضا نگهداری می شود ، و باید باشد."برای هیچ هدف دیگری استفاده نشده است."

و بند دوم در اعمال اصلاح شده در 4 مارس 1907 (34 آمار 1289) و از 2 مارس 1911 (36 آمار 965) ظاهر می شود. به 31 ایالات متحده مراجعه کنید.§ 429.

قانون 24 دسامبر 1919 (41 آمار 370) ، گواهی های طلایی را که در صورت تقاضا قابل پرداخت به حامل است ، "مناقصه قانونی در پرداخت کلیه بدهی ها و حق الزحمه ، عمومی و خصوصی" پرداخت کرد. و 2 پوند از قطعنامه مشترک 5 ژوئن 1933 (48 آمار 113) ، اصلاح قانون 12 مه 1933 ، 43 پوند (ب) (1) (48 آمار 52) ، به شرط آن

"همه سکه ها و ارزهای ایالات متحده. از این پس یا از این پس ابداع شده یا صادر شده ، برای کلیه بدهی ها ، عمومی و خصوصی ، هزینه های عمومی ، مالیات ، وظایف و حق الزحمه مناقصه قانونی خواهد بود."

گواهینامه های طلای تحت این قانون موظف بود در فرقه های دلار صادر شود و خواستار پرداخت دلار شد.[پاورقی 1] این گواهینامه های طلا ارز بود. آنها کمتر از این نبودند زیرا تعداد مشخصی از دلار در سکه طلای سکه های ایالات متحده قابل پرداخت بود. ارز بودن و ایجاد مناقصه قانونی ، کاملاً غیرقابل قبول است که گواهی های طلا را به عنوان درآمدهای انبار در نظر بگیریم.[پاورقی 2] آنها قرارداد نبودند

برای مقدار مشخصی از طلا به عنوان یک کالا. آنها خواستار دلار بودند ، نه شمش.

ما ممکن است از یک طرف این سؤال را مطرح کنیم که آیا مسئله ارز این توضیحات یک قرارداد صریح ایجاد کرده است که ایالات متحده موافقت کرده است طبق مقررات 145 پوند قانون قضایی ، 28 ایالات متحده آمریکا شکایت شود.§ 250. مقایسه Horowitz در مقابل ایالات متحده ، 267 U. S. 458 ، 267 U. S. 461.[پاورقی 3] ممکن است فرض کنیم که دادخواست شاکی اجازه یک دیدگاه جایگزین را می دهد. شاکی به عنوان مهم ادعای خود خواست که با اقدامات کنگره و دستورات آن نیاز به تحویل گواهی های طلای خود به خزانه داری در ازای بازخرید ارز در طلا ، وی از اموال خود محروم شده است ، و این استحق حفظ این اقدام برای بازیابی جبران خسارت عادلانه که توسط اصلاحیه پنجم توسط وی تضمین شده است. اما ، حتی در این دیدگاه ، دادگاه ادعاها صلاحیت سرگرمی این عمل را ندارد ، اگر این ادعا در بهترین حالت برای خسارت های اسمی باشد. دادگاه ادعاها "برای محاکمه چنین پرونده ای تأسیس نشده است."گرانت در مقابل ایالات متحده ، 7 دیوار. 331 ، 74 U. S. 338 ؛Marion & Rye v. R. V. ریشرکت در مقابل ایالات متحده ، 270 U. S. 280 ، 270 U. S. 282. بر این اساس ، ما سؤال می کنیم که آیا موردی که شاکی ارائه می دهد ، موضوعی است که می تواند بهبود خسارت های واقعی را توجیه کند.

توسط 3 پوند قانون امدادرسانی بانکی اضطراری در 9 مارس 1933 (48 آمار 2) ، اصلاح 11 پوند قانون فدرال رزرو (39 آمار 752) ، دبیر خزانه داری مجاز بود ، هر زمان که در داوری خود بودلازم

"برای محافظت از سیستم ارزی ایالات متحده" ، برای نیاز به همه افراد "برای پرداخت و تحویل به خزانه دار ایالات متحده ، هر یا همه سکه های طلا ، شمش طلا و گواهی های طلا" متعلق به آنها. پس از چنین تحویل ، وزیر امور خارجه برای پرداخت "مبلغ معادل هر نوع دیگر سکه یا ارزی که طبق قوانین ایالات متحده صادر شده یا صادر شده است ، پرداخت می کند. طبق آن اساسنامه ، دستوراتی که نیاز به چنین تحویل دارند ، به جز مواردی که صریحاً ارائه شده است ، توسط وزیر در تاریخ 28 دسامبر 1933 و 15 ژانویه 1934 صادر شد. توسط دومی ، سکه طلا ، شمش طلا و گواهی های طلای لازم بودبه خزانه دار ایالات متحده در تاریخ یا قبل از 17 ژانویه 1934. در آن تاریخ بود که شاکی تقاضای خود را برای سکه طلا در بازخرید گواهینامه های خود انجام داد و گواهینامه ها را تحت اعتراض تحویل داد. او اصرار دارد که این تحویل اجباری ، "اتخاذ قرارداد" را تشکیل می دهد ، که وی خواستار جبران خسارت است.

شاکی صریحاً همزمانی خود را در ادعای دولت بیان می کند که کنگره صلاحیت کاملی برای تنظیم سیستم ارزی کشور دارد. او انكار نمی كند كه ، در انجام این مقام ، كنگره قدرت "برای مناسب بودن برای دولت شمش طلای برجسته ، سکه طلا و گواهی های طلا" را داشت. او و همچنین انكار نمی كند كه كنگره اقتدار دارد كه "همه ساكنان این كشور را وادار كند تا تمام شمش های طلا ، سکه های طلا و گواهی های طلا را در اختیار خود قرار دهند."این قدرتها را نمی توان با موفقیت به چالش کشید. ناکس در مقابل لی ، 12 دیوار. 457 ؛Juilliard v. Greenman ، 110 U. S. 421 ؛Ling Su Fan در مقابل ایالات متحده ، 218 U. S. 302 ؛نورمن در مقابل بالتیمور و شرکت اوهایو R. ، آنت ، ص. 294 U. S. 240. سوالی که شاکی ارائه می دهد بنابراین به سادگی یکی از "جبران خسارت" است.

مبنای ادعا شده ادعای شاکی برای خسارت واقعی این است که با توجه به گواهینامه های طلا ، او بود

تحت عنوان ، در 17 ژانویه 1934 ، دریافت سکه طلا. مشخص است که او نمی تواند موقعیت بهتری نسبت به آنچه که در آن قرار می گرفت ، در صورت پرداخت سکه طلا به او بپردازد. اما ، در آن واقعه ، طبق قانون و دستورات قابل اجرا ، بلافاصله لازم بود كه سكو طلا را به خزانه تحویل دهد. شاکی خود را در هیچ یک از استثنائات بیان شده قرار نمی دهد. وی در دادخواست خود مبنی بر داشتن مجوز فدرال برای نگه داشتن سکه طلا ، و اولین سؤال که توسط دادگاه مطالبات ارائه شده است ، فرض چنین مجوز را منفی می کند. اگر شاکی برای گواهینامه های خود سکه طلایی دریافت کرده بود ، با توجه به مهار قانونگذاری قادر به صادر کردن آن یا معامله در آن نبود. علاوه بر این ، در مورد فوری کافی است که خاطرنشان کنیم ، در 17 ژانویه 1934 ، دلار کم ارزش نبود. یا همانطور که شاکی بیان می کند ، "در زمان ارائه گواهینامه ها توسط دادخواست ، محتوای طلای دلار ایالات متحده از بین نرفته است" ، و ارائه قانون 14 مارس 1900 ، فوق العاده ، این را برطرف کرد. محتوا در 25. 8 دانه ، نه دهم جریمه ، به عنوان واحد استاندارد پولی که "تمام اشکال پول صادر شده یا ابداع شده توسط ایالات متحده" در یک برابری حفظ می شود ، "هنوز در حال اجرا بود". ارز پرداخت شده به شاکی برای گواهینامه های طلای خود ، پس از آن با این استاندارد از ارزش ، برابری بود. نمی توان گفت که ، در دریافت ارز بر این اساس ، وی هرگونه ضرر واقعی را تحمل کرد.

برای حمایت از ادعای خود ، شاکی می گوید ، در 17 ژانویه 1934 ، "یک اونس طلا حداقل از 33. 43 دلار ارزش داشت."دادخواست وی بسیار ادعا شده است ، و او ادعا می کند که این ادعا توسط Demurrer پذیرفته شده است. اما ادعای آن ارزش طلا در رابطه با سکه طلا در این کشور ، با توجه به الزامات قانونی قابل اجرا ، لزوماً شامل نتیجه گیری قانون است. براساس این الزامات ، در 17 ژانویه 1934 بازار آزاد طلا در ایالات متحده یا هر بازار وجود نداشت

در دسترس شاکی برای سکه طلا که وی ادعا می کند حق دارد. شاکی اصرار دارد که طلا دارای ارزش ذاتی است و در بازارهای جهانی خریداری و فروخته شد. اما شاکی حق نداشت به چنین بازارهایی متوسل شود. به دلیل کیفیت سکه طلا ، "به عنوان یک مناقصه قانونی و به عنوان یک واسطه مبادله" ، محدودیت هایی که به مالکیت آن وابسته است ، و کنگره می تواند صادرات آن را منع کرده و استفاده از آن را تنظیم کند. لینگ سو فن در مقابل ایالات متحده ، فوق العاده.

اولین سؤال ارائه شده توسط دادگاه مطالبات در منفی پاسخ داده می شود. پاسخ دادن به سوال دوم غیر ضروری است. و در شرایطی که نشان داده شده است ، سوال سوم دانشگاهی است و همچنین نیازی به پاسخ دادن نیست.

سوال شماره 1 پاسخ داده می شود "نه"

آقای. عدالت مک رینولدز ، آقای. عدالت ون Devanter ، آقای. عدالت ساترلند و آقای. عدالت باتلر ، مخالف. به پست مراجعه کنید ، ص. 294 U. S. 361.

شکل گواهی های طلا در اینجا مورد نظر گفته می شود که به شرح زیر است:

"این تأیید می کند که در خزانه داری واریز شده است"

" ایالات متحده آمریکا"

" یک هزار دلار"

"در سکه طلایی که در صورت تقاضا به حامل قابل پرداخت است."

"این گواهینامه یک مناقصه قانونی در مبلغ آن در پرداخت کلیه بدهی ها و حق الزحمه عمومی و خصوصی است."

از طرف معکوس کلمات زیر ظاهر می شوند:

" ایالات متحده آمریکا"

" یک هزار دلار"

توضیحات گواهی های طلا در گزارش های وزیر خزانه داری ، که در آن مورد تحقیر در BAR قرار گرفته است ، به هیچ وجه نمی تواند ویژگی های حقوقی واقعی آنها را تغییر دهد. گزارش های سال 1926 ، ص. 80 ؛1930 ، صص 29 ، 604 ، 607 ؛1933 ، ص. 375

این نکته در ایالات متحده در مقابل بانک دولتی ، 96 U. S. 30 ، 96 U. S. 36 مشخص نشده است ، که به آن شاکی اعتماد دارد. دادگاه آنجا تصمیم گرفت ،

"جایی که پول یا اموال یک شخص بی گناه با استفاده از کلاهبرداری که نماینده آن یک طرف بود ، وارد تابوت های ملت شده است ، چنین پول یا اموال نمی تواند توسط ایالات متحده در برابر ادعای ستمگر و مجروحان برگزار شود. مهمانی - جشن."

دادگاه گفت که اساس این مسئولیت "یک قرارداد ضمنی" است که توسط آن ایالات متحده ممکن است به واسطه شخصیت شرکتی خود محدود شود. حاکمیت آن "در حال درگیر شدن" بود.

سلب مسئولیت: قانون رسمی دادگاه عالی فقط در نسخه چاپ گزارش های ایالات متحده یافت می شود. Justia Caw Caw فقط برای اهداف اطلاعاتی عمومی ارائه شده است ، و ممکن است منعکس کننده تحولات حقوقی فعلی ، احکام یا شهرک ها نباشد. ما در مورد صحت ، کامل بودن یا کفایت اطلاعات موجود در این سایت یا اطلاعات مرتبط با این سایت هیچ ضمانتی و ضمانتی در مورد صحت ، کامل بودن یا کفایت اطلاعات موجود در این سایت یا اطلاعاتی ارائه نمی دهیم. لطفاً منابع رسمی را بررسی کنید.

Justia Aotations یک انجمن برای وکلا است که خلاصه ، اظهار نظر در مورد و تجزیه و تحلیل پرونده ای که در سایت ما منتشر شده است. Justia هیچ تضمینی یا ضمانت نامه ای ندارد که حاشیه نویسی ها دقیق باشند یا وضعیت فعلی قانون را منعکس کنند ، و هیچ گونه حاشیه نویسی در نظر گرفته نشده است ، و همچنین نباید به عنوان مشاوره حقوقی تفسیر شود. تماس با Justia یا هر وکیل از طریق این سایت ، از طریق فرم وب ، ایمیل یا در غیر این صورت ، رابطه وکالت و مشتری ایجاد نمی کند.

استناد رسمی

همه شما تنظیم شده اید! شما در حال حاضر همه خبرنامه های خلاصه نظر Justia را دریافت می کنید. می توانید خبرنامه های موجود را در اینجا کشف کنید.

خلاصه ای از نظرات جدید دیوان عالی ایالات متحده را که به صندوق ورودی شما تحویل داده می شود دریافت کنید!

کتاب دستیار معامله گر...
ما را در سایت کتاب دستیار معامله گر دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : عزت‌الله انتظامی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 1 فروردين 1402 ساعت: 18:21